یادته یه روز بهم گفتی هر وقت
خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه وبهت بخنده گفتم اگه
بارون نیومد چی ؟ گفتی اگه چشمای قشنگت بباره اسمونم گریش میگیره گفتم یه خواهش
دارم وقتی اسمون دلم خواست بباره تنهام نذار گفتی چشم حالا امروز من دارم گریه
میکنم اما اسمون نمیباره تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی
نظرات شما عزیزان:
fahimeh 
ساعت11:01---5 بهمن 1390
مرسی بهم سرزدی وبت خیلی نانازه تبریک میگم
|